|
|
رنگ در نقاشی دوره اسلامی رنگهایی که در مشرق زمین
متداول بوده و برای نقاشی روی قلمدان یا جلد کتاب یا رحل قرآن و کاغذ بهکار میرفته است اکثراً رنگهای ثابت معدنی و آبرنگ بوده، نه رنگـهای روغنی. نقاشان و استادان رنگ، تقسیمبندیهای
زیادی روی رنگها انجام دادهاند. بعضی افراد رنگها را
به سه طبقه رنگهای مفرد، مرکب و درهم تقسیمبندی
نمودهاند. رنگهای مفرد عبارتند از زرد، سرخ، آبی، کبود زنگاری، کاهی و رنگ آل و رنگ گل شفتالویی و رنگ ختایی. رنگهای مرکب
عبارتند از: عودی، سوسنی، سبز، مرمری، نارنجی،
گلگون و فریسه، رنگهای درهم که ابری نیز خوانده
میشود به دو قسمت تقسیم میگردد: 2- هفت رنگ بعضی از استادان رنگ معتقدند که در نقاشی های ایرانی دو نوع رنگ بهکار میرفته است یکی از رنگهای غیر شفاف و حاجب ماورا که آنها را رنگهای جسمی میگویند و دیگر رنگهای شفاف و نشاندهنده ماورا که آنها را رنگهای روحی میگویند. رنگهایی که در نقاشی روی قلمـدان و سایر هنـرها بهخصوص کاغذ بهکار میرفته تقریباً به ترتیب ذیل بوده است: 1- رنگ سفید: رنگ سفید از جوشاندن سرب به دست میآید بدین ترتیب که به مقدار دلخواه سرب را در دیگی آب کرده و مجدداً در روی اجاق پر از آتش قرار میدهند، وقتی سرب مثل سرمه گردید در دیگ را محکم میکنند تا از بیرون آمدن هوا جلوگیری به عمل آورند. وقتی که سرب مثل سرمه خوب پخت آن را سه بار با نمک شسته و بعداً به کمک محلول سرکه و نشادر شروع به ساییدن میکنند و این کار را چندین بار تکرار مینمایند، پس از تمیز کردن نشادر از روی سرب، برای آخرین بار آن را شستشو داده و مورد استـفاده قرار میدهند. 2- رنگ زرد: برای درست کردن رنگ زرد ابتدا یک مثقال زعفران- با ریشه که ریشه هایش کاملاً تمیز شده باشد- را خوب سایده و به آن حدود یک سیر آب اضافه مینمایند و آن را در ظرف شیشهای در بستهای به مدت سه روز در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار میدهند، پس از سه روز که مرتباً زعفران رنگ انداخت و شیره آن بیرون آمد محلول را از صافی بسیار ریز گذرانده سپس در ظرف دیگری قرار میدهند تا املاح شناور در محلول تهنشین شود، پس از آن رنگ را در سینی پاک و بزرگ ریخته و کاغذ را داخل رنگ قرار میدهند به حدی که رنگ در جسم کاغذ اثر کند، سپس کاغذ را در جای سایه و خشک، میگذارند و پس از مهرهزدن استفاده مینمایند. 3- رنگ زرنیخ: زرنیخ بر دو گونه است، زرنیخ ورقی و زرنیخ کلوخی؛ زرنیخ ورقی درخشانتر از زرنیخ کلوخی است. برای درستکردن رنگ زرنیخی ابتدا مقداری زرنیخ ورقی را در هاون سنگی ساییده و در پارچه کرباسی قرار میدهند سپس آن را با آب سرد صلایه نموده و آنگاه با صـمغ عربی یا انگم آغشـته و استفاده مینمایند. 4- رنگ نارنجی: مقداری زعفران را با آب گل معصفر-گل زرد- مخلوط نموده و کاغذ را نیمروز در آن قرار میدهند و بعد آن را در سایه خشک میکنند، همچنین این رنگ را با استفاده از سرنج که از سرب سوخته گرفته میشود درست نموده و مورد استفاده قرار میدهند 5- رنگ آل: قدری گل زرد را در داخل کرباس پیچیده و در قدح چینی قرار میدهند و اندکاندک آب بر آن اضافه میکنند تا هر زردآبی که دارد از آن بچکد. به هر یک من گل زرد دوسیر قلیای-زاج سیاه است که رنگرزان و صابونپزان بهکار می بردهاند- سوده بر آن اضافه نموده و یکساعت با دست میمالند، بعد از آن اندکاندک آب گرم بر آن اضافه کرده تا رنگ از وی بیرون آید آنگاه مقداری آب نارنج یا لیمو یا آب انار ترش یا آبغوره یا سرکه کهنه در آن رنگ اضافه میکنند تل صاف شود، بعد از آن کاغذ را در آن رنگ قرار می دهند تا یکروز یا یکشب بر آن بگذرد سپـس کاغذ را بیرون آورده و در سایه خشک نموده و مورد استفاده قرار میدهند 6- رنگ سرخ: مقداری آب جوشیده با درخت بقم را با آب گل تاج خروس یا گل یوسف یا گل بستان افروز و یا آب جوشیده شاهتوت مخلوط نموده و پس از جوشاندن و صاف شدن مورد استفاده قرار میدهند. ناگفته نماند که این رنگها را دوامی نیست و زود متغیر میشوند و کاغذ را درشت و شکننده میکنند اما اگر از رنگ لاک_ لاک نام رنگی است مشهور که در هندوستان بهدست میآید و عبارتست از شبنمی که بر شاخه های درخت کنار و درختهای دیگر مینشیند و منجمد میگردد آنگاه آنرا کوبیده و میپزند و از آن رنگی سرخ حاصل میشود که مصوران و نقـاشان هم از آن استـفاده میکنند-بهره بگیرند رنگ مزبور بینهایت خوب و بیعیب خواهد بود 7- رنگ زنگار: مقداری مس را در ظرف چینی یا شیشهای قرار داده و همان مقدار سرکه کهنه بدان اضافه نموده و ظرف را در چاه آب به مدت چهل روز قرار میدهند. هنگامی که آن را از چاه بیرون آورند رنگ زنگار حاصل شده است، سپس کاغذ را بدان رنگ نمایند. ناگفته نماند که ماندن به مدت طولانی در روی کاغذ موجب سوراخسوراخشدن آن خواهد شد. 8- رنگ کبود: با استفاده از نیل سرابی و آب گلهای کبود درست میشود ولی رنگ بهدستآمده رنگ ایدهآلی نیست. 9- رنگ قهوهای متمایل به زرد: که آنرا با استفاده از گل ماشی که یک نوع خاک معدنی زرد رنگ است درست میکنند. 10- رنگ قهوهای مایل به قرمز: این رنگ را با استفاده از گل اخری تهیه مینمایند. 11- رنگ خودرنگ: چیزی که دارای رنگ طبیعی و خودرنگ باشد-برای درستکردن این رنگ قدری برگ حنای پاک بیغبار و خاک ناکوفته را در آب گرم به مدت یکروز یا یکشب قرار میدهند و پس از صاف نمودن کاغذ را بدان رنگ می نمایند. ناگفته نماند که برای هر یک سیر حنا ده سیر آب لازم است. 12- رنگ کاهی: مقداری از زردآب گل معصفر را گرفته و از صافی میگذرانند سپس کاغذ را بدان رنگ نموده و در آفتاب خشک میکنند. 13- رنگ عودی: عود چوبی که دود آن بوی خوشی دارد- قدری رنگ لاک و رنگ کبودک را با هم مخلوط نموده و کاغذ را بدان رنگ می کنند. میزان استفاده از رنگ لاک و رنگ کبودک موجب تغییر در رنگ عودی خواهد گردید. 14- رنگ سبز: مقداری رنگ کبود یا کبودک را با زردآب گل معصفر مخلوط میکنند تا رنگ سبز حاصل شود. معمولاً در موقع استفاده از این رنگ کاغذ را دوباره رنگآمیزی میکنند. 15- رنگ گلگون: قدری رنگ لاک را با رنگ زعفران به هم میآمیزند تا رنگ گلگون به دست آید. در این رنگ هر قدر میزان زعفران بالا باشد رنگ گلگون بهتر خواهد بود. 16- رنگ فریسه:-به نوع رنگ سبز اطلاق میگردد- برای درست کردن این رنگ قدری آب مازو و کبودک را با هم آمیخته و پس از گذشت یکروز آنرا صاف میکنند. 17- رنگ سیاه: برای درستکردن رنگ سیاه از دوده استفاده مینمودند. بدین نحو که چراغی را پر از روغن خالص کتان میکردند و فتیله پنبهای محکمی را در داخل چراغ جا داده و روشن مینمودند، لامپ چراغ لوله شکسته یک سبو بود. این چراغ که در جای محفوظ و به دور از باد قرار داده میشد- میسوخت و دود حاصله در داخل لوله جمع میگردید، سپس دوده را با پر مرغ در داخل کاغذی جمع میکردند و آن را محکم پیچیده و درون خمیری جا میدادند و خمیر را در تنور گرم میگذاشتند تا چربی آن بسوزد. پس از سوختن چربی، دوده را از تنور بیرون آورده و مقدار ده گرم از آن را وزن نموده، بیست گرم صمغ عربی یا انگم پاک را سه شبانهروز در آب جوشانده و پس از سرد شدن با دوده ساییده شده در هاون مخلوط کرده و خمیر درست میکردند. بعداً آن خمیر را با دوده کاملاً میکوبیدند تا هر دو به هم آمیخته و پودر شوند، سپس پانزده گرم مازوی رسیده بیسوراخ را مثل گندم و جو مدت پنج روز در آب خیس نموده مقابل آفتاب مینهادند تا شیره آن کاملاً بیرون آید آنگاه این شـیره را قطرهقطره روی دوده اضافه میکردند. بعـد پنج گرم زاج ترکی را که بهوسیله حرارت، گوگرد آن از بین رفته است نرم ساییده و صلایه کرده و به دود اضافه مینمودند سپس قدری آب حنا، آب وسمه، قدری گلاب، قدری عرق نسترن و آب زعفران و نمک و اندوکی مروارید و مرجان سوده و مقداری زر و سیم و مس برنج حل و شنجرف و لاجورد بدان دوده اضافه مینمودند. هر یک از این مواد خاصیتی ویژه دارند. این ترکیب عجیب هرگز به سبب آب و هوا تبدیل و تغییر نمیپذیرفت و سالهای متمادی و قرنهای بیشمار بر صفحات روزگار پایدار و برقرار میماند. نوع آسانتر از سوزاندن نشاسته در ظرف در روی چراغ و اضافه کردن آب یا گلاب در آن به دست میآید. 18- رنگ زرد: این رنگ از عصاره ریوند به دست آمده و رنگی به غایت زیبا و ملیح است. 19- رنگ قرمز: این نوع رنگ قرمز را از جوشاندن کرمهای قرمزدانه- که در کنارههای بحر خزر موجود است- در شراب بهدست میآورند، بدین نحو که پس از جوشانیدن اجازه میدهند تا محلول کاملاً تهنشین شود سپس آن را خشک میکنند. گاهی هم آن را با گچ مخلوط نموده و مورد استفاده قرار میدادند. 20- رنگ شنجرف: برای رنگ قرمز بهکار میرود که اصل آن از گوگرد و سیماب است. 21- رنگ آبی: این نوع رنگ را با ترکیب نیل خام سرابی و اسفیداج و آب صمغ عربی بهدست میآورند. این مواد در ابتدا به شکل خمیر بوده که پس از رقیق کردن آب صمغ عربی به عنوان رنگ مورد استفاده قرار میگیرد. کاغذ را در داخل رنگ نموده و پس از اینکه رنگ به تمام اجزای کاغذ نفوذ پیدا کرد آن را در سایه خشک کرده و مورد استفاده قرار میدهند. 22- اسفیداج حل: مقداری قلع ساییده را با آب صمغ عربی خمیر نموده و بعد از آن خمیر را در آب میگذارند تا اندکی حل شود سپس آنرا قدح به قدح میریزند و سر آب
آن را که روح میخوانند جمع کرده و اندکاندک آب صمغ
بدان اضافه نموده و به عنوان رنگ از آن استفاده
مینمایند ابولفضل ذابح منبع: پایگاه اطلاع رسانی خوشنویسی ایراننوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: خط و خوشنویسی |
کاغذ سازی در تمدن اسلامی (بخش اول)
هنر کتاب سازی شامل هنرهای بسیاری می گردد که برجسته ترین آنها در رشته های زیر بطور خلاصه می توان طبقه بندی کرد: 1- هنر کاغذسازی 2- هنر خوشنویسی 3- هنر تزیین کتاب شامل تذهیب، تشعیر، طلاکاری، زرافشانی، جدولکشی، مجلس آرایی، حاشیهسازی و غیره 4- هنر صحافی 5- هنر وراقی 6- هنر جلدسازی 7- هنر متن و حاشیه کاغذسازی در دوره تمدن اسلامی
بدون شک کاغذ از مهمترین موادی است که انسان را در مرحله علم و تمدن با قدمهای سریع پیش انداخته و در این راه کمکهایی بزرگ کرده است چه، علوم و ادبیات تا قبل از آنکه انسان به ساختن کاغذ توفیق بیابد در محیطی محدود و محصور بود و جز طبقهای معین دیگران به آن دسترسی نداشتند و موادی که در آن ایام برای نوشتن به کار میرفت، هم استعمال و حمل و نقل آنها چندان آسان نبود و هم هرگز مانند امروز مخزون کردن آنها امکان نداشت.
وی میگوید که «نامه پادشاهان
هند به خسرو انوشیروان پادشاه ایران بر روی پوست
درختی بود که آنرا «کاذی» میخوانند و آن را به زر سرخ نوشته بودند. این درخت در
هندوستان و چین دیده میشود،
درختی عجیب که رنگ زیبا و بوی خوش آن مطلوب است، پوست آن نازکتر از کاغذ چینی است و پادشاهان چین و هند نامههای خود
را بر آن مینویسند.» ...»مردم روم یا بر حریر سفید یا بر پوست نازک یا بر طومارهای مصری یا بر پوست گورخر یا
فلجان کتابت میکردند و ایرانیها بر
روی پوست گاومیش و گاو و گوسفند و پوست آهو، اما اعراب برای نوشتن، استخوان شانه شتر یا سنگهای نازک سفید یا شاخه های پوستکنده درخت خرما را بهکار میبردند. چینیها بر کاغذ چینی که از
نباتات خشک تهیه میکردند مینوشتند
و بیـشتر عایدی مملکت ایشان از این متاع حاصل میشد. ادامه مطلب نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: خط و خوشنویسی |
آرت دکو آرت دکو آرت دکو در هنر سبک تجملی و بین الملی تزئینی است که در حدود سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ به طور فراگیر در زمینه های مد، معماری، تزئینات داخلی، سرامیک و طراحی صنعتی رواج یافت. این نام براساس عنوان نمایشگاه جهانی ۱۹۲۵ در پاریس (نمایشگاه بین الملی هنرهای تزئینی و صنعتی) انتخاب شد. در این سبک از رنگ های درخشان و مواج به همراه گسترده مشخصی از نقشمایه ها - مثلا نقوش گل و گیاه، تصویری، هندسی - استفاده می شود. منشا آن به اوایل سده بیستم زمانی که طراحان در جستجوی یافتن سبک فراگیر و مسلط آرت نوو و تاکید آن بر فرم های طبیعی پر انحنا بودند، باز می گردد. در طراحی گرافیک، سبک آرت دکو کمتر ازدیگر حوزه های جنبه تزئینی داشت، با این حال تاکید بیشتری بر شکلها و نقوش کاملا هندسی داشت. انواع حروف چاپی راست خط این دوره، که مقبولیت بیشتری را فراهم ساخته بود، کاملا در تضاد با نقوش و تزئینات پر انحنا و پیچک وار سبک آرت نوو بود. هنرمندانی چون کاساندره در فرانسه، مک نایت کوفر در انگلستان، پوسترهای کاملا نوآورانه و پرتحرکی را با کاربرد حساب شده از حروف، به عنوان عناصر مهم گرافیکی، خلق کردند نمادشناسی نقش بز بر روی سنگ نگاره های ایران نمادشناسی نقش بز بر روی سنگ نگاره های ایران بی شک سنگ نگاره های ایران نشان از تاریخی دور و دراز در این سرزمین دارند. نشان هایی از حیوانات ، انسان ها ، گیاهان و زندگی . همه و همه را می توان بر روی سنگ نگاره ها یافت و می توان ساعت ها بر روی آن ها مطالعه کرد و از طرق گوناگون به بررسی آن ها پرداخت. اما شاید نماد شناسی سنگ نگاره ها یکی از بهترین راه ها برای یافتن زبانی مشترک بین ما و کسانی که این نگاره ها را بر روی سنگ ها آفریده اند باشد. با نگاهی اجمالی بر نگاره ها می توان به سرعت یافت که نقش بز بیشترین نقش موجود بر روی این نگاره هاست.در مورد چرایی نقش بستن بز بر روی این سنگ نگاره ها تاکنون به صورت خلاصه به مواردی اشاره کرده اند ، مهم ترین و معروف ترین آن ها اشاره ای است به داستان آفرینش انسان ، داستان روییدن گیاهی با دو برگ ( احتمالا ریواس ) از نطفه ی کیومرث و هنگامی به صورت انسانی در دو جنس ( مشیه و مشیانه ) در آمد.بز کوهی در این داستان حیوانی است که از مشیه و مشیانه محافظت می کند و آن دو از شیر آن می نوشند. به همین دلیل فرض شده است که بز نشان باروری و رویش است .
نکته ی جالب اینجاست ، نقوش بز کوهی همواره در کنار سرچشمه های آب پیدا می
شوند. فرقی نمی کند در کجای ایران به دنبال سنگ نگاره ها بگردید. در هر حال
سرچشمه ی رود ها بهترین یاری دهنده برای پیدا کردن نگاره هاست . آب نیز
خود شروع رویش و باروری است ، آب زهدان همه ی عالم است ، بی دلیل نیست که
الهه ی آب آناهید است .دوشیزه ای برومند ، زیبا و ... مصطفی یاوری آیین مینیاتور مینیاتور
واژهٔ مینیاتور که مخفف کلمهٔ فرانسوی
«مینی موم ناتورال» (Minimum Natural) و به معنی طبیعت کوچک و ظریف است، در
نیمه اول قرن بیستم و حدوداً از دورهٔ قاجاریان همراه با اولین درسخواندههای
ایرانی در فرانسه، به ایران راه یافت و وارد زبان فارسی شد. مینیاتور در ایران برای شناسایی نوعی نقاشی که دارای سابقه و قدمتی بسیار طولانی است به کار میرود. این هنر به اعتقاد بسیاری از محققان
در ایران تولد یافته، بعد به چین راه برده است. این که مینویسند کتاب ارژنگ مانی
با نقشهایی از او مشهور شده بود باید این نقشها را اگر نه صددرصد مینیاتور امروزی
ولی باید نوعی مینیاتور بنامیم، چرا که در شرح معجزات نقاشی مانی گفته شده است که
او با دستی کاملاً آزاد و بدون هیچ گونه اتکاء با قلم مویی نازک بر روی یک پارچه خطی
میکشید که با کشیدن یک نخ از پارچه آن خط محو میشد. به هر حال هنر مینیاتور که مجدداً از
چین به ایران آمد مستقیماً توسط چینیها نبوده بلکه خوانین مغول که هنرمندان چینی
را در التزام داشتند به ایران آمدند و این بار مینیاتور با روش چینی در ایران
جاباز کرد. چهرهها چینی بود، نقشها با نقوش رایج در چین بسیار شبیه بود. منبع: روزنامه اطلاعات ملیله سازی ملیله سازی قدیمی ترین اشیاء ملیله ایران به روایت اكثر محققان به سالهای ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد مسیح متعلق است چه آنكه طی سالهای یاد شده بدلیل رواج استعمال ظروف گرانقیمت از سوی طبقات ثروتمند و مرفه ،صنعتگران فلزكار، به ویژه زرگران و نقره سازان تمامی توجه خود را به زیبا تر ساختن ظروف معطوف داشتند و كوشیدند تا به اشیاء مصرفی حالتی تزئینی بدهند. با آنكه بر اثر تاراج اسكندر و سپاهیان او از دست ساخته های گرانقیمت این دوره كه غنایمی كم وزن و پربها بودند اثر چندانی باقی نمانده ولی آنچه طی یكی دو قرن اخیر در اثر كاوشهای باستانشناسی یا بطور تصادفی از زیر خاك بیرون آمده نشانه استادی و مهارت صنعتگران و مؤید وجود ملیله كاری در ایران پیش از تاریخ میباشد. همچنین پروفسور آرثر آپهام پوپ در كتاب شاهكارهای هنر ایران ضمن اشاره به زرگری و نقره سازی در سالهای بعد از ظهور اسلام به مقداری ملیله كه از منطقه ری یافت شده وبه قرن دوازدهم میلادی تعلق دارد اشاه كرده است . متاسفانه از آنجا كه اكثر اشیاء ملیله ایرانی اعم از طلا و نقره به منظور استفاده مجدد از فلزش ذوب شده نمونه های زیادی از آن در دسترس نیست و تنها از دوره قاجاریه مقداری سرقلیان گیره استگان – سینی در اندازه های مختلف – گوشواره – سینه ریز و … باقی مانده كه بخشی از آنها در موزه های داخلی و خارجی و بخشی دیگر در مجموعه های خصوصی یا نزد خانواده ها نگاهداری میشود. در سالهای نزدیك به جنگ جهانی دوم و در همان شرایطی كه گفته شد گروهی به صرافت احیاء هنرهای دستی افتاده بودند، جمعی از هنرمندان ملیله ساز زنجانی به اصفهان و تهران رفتند و به ساخت زیورآلاتی به وسیله طلا و با بهره گیری از اسلوب فنی ملیله كاری پرداختند كه حاصل كارشان، مخصوصاً «گوی» های كوچك زرینی كه تولید میكردند، یكی از برجسته ترین فرآورده های بازار زرگران این دو شهر بود. در حال حاضر نیز ملیله كاری در شهرهای تهران ،زنجان و اصفهان رواج دارد كه فرآورده های تولیدی هنرمندان اصفهانی دارای جنبه ای تجملی و تشریفاتی است ملیله كاران تهرانی بیشتر در امر ساخت جواهرات به فعالیت اشتغال دارند و زنجان تنها شهری است كه مصنوعات مصرفی ملیله در آن تولید میشود... ادامه مطلب نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: هنرهای فلزی |
صنایع دستی، میراث ماندگار صنایع دستی، میراث ماندگار
تمدن چند هزار ساله ایران، میراث ماندگار بسیاری برای ما، مردم امروز این کشور کهن به یادگار گذاشته که مجموعه این میراث، هویت تاریخی و ملی ما را تشکیل می دهد. این میراث ماندگار و هویت بخش، مظاهر و جلوه های متنوع و متعددی دارد که هر یک از آنها به نحوی، گذشته درخشان و تمدن باستانی این مرز بوم را بازگو می کند، هم چنان که آثار معماری، کتیبه ها و مجسمه ها بخشی از این میراث است. فرهنگ فولکلور و سنت های ملی نیز جزیی از آن است. جشن ها و آئین ها، باورها، نوع پوشش، زبان ها و گویش ها و لهجه ها و همین طور صنایع دستی، هر یک ریشه در تمدن باستانی این کشور دارد و در طول تاریخ ساخته شده، پرورش یافته، صیقل خورده و به کمال و تعالی رسیده و همه تجربیات تاریخی پدران ما را با خویش به روزگار ما آورده است. صنایع دستی- همان طور که ذکر شد- به عنوان بخشی از این میراث، باید برای ما همان قدر اهمیت داشته باشد که آثار باستانی، چنان که اگر برای تخت جمشید، پاسارگاد یا مجموعه آثار میدان امام اصفهان باید حساسیت به خرج داد، باید گلیم بافی، سفالگری یا خاتم سازی را هم ارج نهاد و نگذاشت که در سایه غفلت فراموش شوند; چرا که اگر آثار باستانی کشور در خود، هزاران نشانه و گفته و ناگفته از روزگاران دور و فرهنگ و هنر کهن ایران زمین دارد که امروز از آنها فاصله ای کم یا زیاد گرفته ایم، در عوض صنایع دستی سنتی میراثی است که فاصله دیروز و امروز تمدن، فرهنگ و هنر ایران را از میان برمی دارد، گویی تمدن کهن به صورت ممتد و لا ینقطع همراه با این صنایع از روزها و سال ها و قرن ها گذر کرده و به روزگار ما رسیده است. این چنین است که باید هرکس به فراخور توانایی خویش به پاسبانی و پاسداری از این بخش از میراث ماندگار ایران زمین همت گمارد و این نوشته نیز چنین رسالتی را در فراخور قدر و قدرت خویش دارد.... ادامه مطلب |
> |