|
|
قلمدان سلجوقی «قلمدان برنجی دوره سلجوقی با نگاره های دایرة البروج»
این قلمدان در 680 ه.ق به امضای محمودبن سنقر ساخته شده. از روی تزئینات این قلمدان فلزی مشکل بتوان پی برد که محمود ابن سنقر در کدام شهر کار میکرده است گرچه امکان دارد آن شهر در مغرب ایران یا در خاک عراق بوده باشد(ج.آلن؛فلزکاری) نقش روی قلمدان کلاً به سه قسمت شده که در هر قسمت یک دایره بزرگ قرار دارد و داخل هر دایه چهار دایره کوچک که قطر هر دایره کوچک چهار پنجم قطر دایره بزرگ است. و مجموعا داخل این 12 دایره صور فلکی 12 برج سال به این ترتیب ترصیع شده: 1_ دایره سمت چپ: حمل(Aries)، ثور(Taurus)، جوزا (Gemini)، سرطان(Cancer) 2_ دایره وسط: اسد(Leo)، سنبله(Virgo)، میزان(Libra)، عقرب(Scorpio)، 3_ دایره سمت راست: قوس(Sagittarius)، جدی (capricorn)، دلو(aquarius)، حوت(pisces)، .
فضای خالی بین هر یک از چهار دایره موجود در دایره بزرگتر با اسلیمی پر شده این اسلیمی ها متقارنند و در طرفین به دو اسلیمی دهن اژدری و در پایین به یک سر اسلیمی ختم می شوند. در مرکز دایره هم یک گل چهار پر فضا را پر کرده است دایره هایی که با محوریت صور فلکی ترصیع شده به جز برج اسد(دایره وسط _ سمت چپ) تماماً دارای نقش انسان اند و فضای خالی آنها با اسلیمی پر شده . بین هر 2 دایره بزرگ یک ترنج قرار دارد که داخل آن نیز اسلیمی کار شده زمینه آن به رنگ قهوه ای تیره و اسلیمیها نقره ای. در چهار طرف ترنج چهار دایره کوچک قرار دارد که به شکل هندسی ترصیع شده اند. بقیه فضا با اسلیمی هایی پر شده که سر آنها به حیواناتی نظیر خرگوش بز ببر و خرس ختم می شود. این قلمدان هم اینک در موزه بریتانیایی لندن نگهداری می شود. از این لینک میتونید جزییات بیشتری رو درباره این قلمدان بخونید. نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: هنرهای فلزی |
قالی شیخ صفی «قالی تاریخی شیخ صفی»
جز آستان توام در جهان پناهی نيست سر مرا به جز اين در، حوالهگاهی نيست هنگامی که به فرش شیخ صفی نظر کنی در بالای آن کتیبه ای می بینی که این بیت از غزل حافظ بر آن با فته شده است. این قالی به امضای مقصود کاشانی و در تاریخ 946 ه.ق با چله ابریشمی ،پود ابریشمی،خامه ابریشمی و گره نا متقارن فارسی باف بافته شده است. طول آن 5/1051 و عرض آن 5/553 می باشد. «به شهادت تاريخ اوج هنر فرشبافي ايران را بايد در دوران حكومت سلسله صفويان جستجو كرد. در واقع برخي از عالي ترين قاليهاي ايران كه تنها نمونه هاي باقيمانده از دوران عظمت اين هنر مي باشند متعلق به دوران حكومت پادشاهان صفوي است.»(ژوله ، تورج _ پژوهشي در فرش ايران) «تنها سه قالی متعلق به سده دهم دارای سنه ضبط شده بر کتیبه شان هستند. برجسته ترین و مشهور ترین آنها با ارزش و نفاست بی همتا قالی معروف اردبیل است. این قالی دارا ی خاصیت جادویی شناخته شده است: چنین می نماید که ترنج شانزده پر، با شانزده کلاله بیضی شکل که شعاع سان به گردش قرار گرفته اند با دو قندیل بیرون رسته از دو کلاله زبرین و زیرین آن، در فضای بالای زمینه ای به رنگ سرمه ای و با نقش اسلیمیهای شاخ و برگی اش آویزان مانده . این است ترکیب بندی سنجیده ای از شاخه های مواج در خم تابیده که هر یک از دیگری بیرون می روید. و در خطوطی گردان به گسترش خود ادامه می دهد...»(بانوجنی ها وسگو؛ قالی بافی) این فرش ازاین جهت بسیار مشهوراست که از روی آن نسخه برداری های بسیار متعددی انجام شده است، به طوری که امروزه در بسیاری از منازل، فرش هایی با طرح فرش اردبیل دیده می شود. به طور مثال نمونه ی نسخه برداری شده از این فرش در منزل نخست وزیر انگلیس (10 Downing street ) وجود دارد و آدولف هیتلر نیز نمونه ای از آن را در دفتر کار خود در برلین داشت.( ناصری مقدم ؛بانک مقالات فارسی) ويليام ماريس انگلیسی که در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی از بزرگترین طراحان پارچه بافی شناخته شد در 1893 با شور و شوق بسیار موزه ویکتوریا و آلبرت را بر آن داشت که این قالی را خریداری کنند.(بانوجنی ها وسگو؛ قالی بافی) . قالی شیخ صفی در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن
برای اطلاعات بیشتر می تونید از طریق این لینک به سایت موزه برید: http://www.vam.ac.uk/collections/asia/islamic_gall/index.html http://www.vam.ac.uk/collections/asia/object_stories/ardabil/ardabil_manufacture/index.html http://www.vam.ac.uk/collections/asia/object_stories/ardabil/index.html اینجا هم می تونید طرح کامل فرش رو ببینید: گره چيني چوب «گره چيني چوب»
گره چيني چوب از هنرهاي ظريفي است که از اوايل دروه اسلامي در ايران رايج بوده است. برخي پژوهشگران احتمال داده اند استفاده از اين هنر چه در حالت مشبّك و چه در حالت آلت و لغت از دوران خلفاء عباسي شروع شده و در قرن 6 تا 8 هجري قمري در مصر و سوريه متداول شده است و از همان زمان به ايران رسيده است. براساس شواهد و آثار موجود پيشينه هنر گره چيني در معماري ايراني به دورهءسلجوقي و صفوي برميگردد و خاستگاه آن نيز شهر اصفهان بوده است. از اين سبك كار معمولاً در ساخت درهاي اماكن مقدسه، مقابر، منابر، و از مشبّك در پنجره هاي منازل و كاخها، نرده ها استفاده مي شده است. از دوران صفويّه به بعد تعبيه شيشه هاي رنگي در چوب هاي مشبّك رايج شده و اصطلاحاً به "ارسي" مشهور گرديد. گره چيني با قطعات برش خورده چوب و شيشه هاي رنگي در اشكال مختلف و متعدد الاجرا و وحدت گراي هندسي كه به طور هماهنگ در يك كادر مشخص و تكرار شونده در كنار هم قرار گرفته باشند. در واقع هندسه نقوش و گره گشی جرء لا ینفک این هنر به حساب می آید روش توليد گره چيني به اين صورت است كه ابتدا طراحي و رسم گره مورد نظر براساس اندازهء كار انجام ميشود سپس از روي قسمتهاي موردنياز گره رسم شده الگو يا قالب برداشته مي شود. و چارچوب یا کارگاه در اندازه موردنظر ساخته ميشود. گره ها اتصالات کوچکي از چوب هستند که به صورت زبانه اي به يکديگر قفل مي شوند و نقشهاي زيبايي را به وجود مي آورند، که هرچه ظريفتر باشند، از نظر هنري ارزش بيشتري دارند. براي ايجاد نقش گره، چوبها، به ضخامت بند رسم شده بريده و در عين حال چوبهاي واگيره(قطعاتی که در کار تکرار می شود) از قالبهاي آماده شده تهيه ميشود. سپس به وسيلهءاره پشت بنددار، زاويههاي اتصالات روي چوب را برش ميزنندو با رنده ابزار، روي آلتها ابزار مي زنند سپس دو سر هر يک از آلتها فاق و زبانه مي شود(یا هر نوع اتصال دیگری که مورد نظراستاد کار باشد). و در آخر کار چيدن گره و درگير كردن اتصالهاي ساخته شده و شیشه های رنگی برش خورده. ابزاري که براي ساخت گره، مورد استفاده قرار مي گيرد تقريباً همان ابزاري است که در يک کارگاه درودگري وجود دارد؛ مانند: انواع اره، رنده، گيره، ميز کار، خط کش و ... بهترين مادهء اوليه ساخت گره چيني و موردتوافق استادكاران چوب درخت چنار است كه خوشبختانه اين درخت، درخت بومي ايران است زيرا بافتي منسجم داشته و از مقاومت بالايي برخوردار است. البته از چوب نارنج، گلابی،گردو و عناب و چوب هاي درختان جنگلي ايران از نوع آزاد و راش هم براي ساخت گره چيني استفاده ميشود ابزاري که براي ساخت گره، مورد استفاده قرار مي گيرد تقريباً همان ابزاري است که در يک کارگاه درودگري وجود دارد؛ مانند: انواع اره، رنده، گيره، ميز کار، خط کش و ... بهترین نمونه های گره چینی ار ایران را در عمارتهاي چهل ستون و هشت بهشت در اصفهان و تغدادی از خانه های تاریخی اصفهان، یزد و کاشان مشاهده نمود. لغات کلیدی: گره کشی – گره چینی – گره سازی- gere chini-اتصالات چوب در گره چینی نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: هنر های چوبی |
چرم «چرم» چرم ماده اي است كه از دباغي پوست خام حيوانات، نظیر گاو، گوسفند، مار و مارمولک ، کروکودیلها و سوسمارها ، کوسه و ... توليد ميشود استفاده از چرم از زمان انسانهاي نخستين رواج داشته است. انسان اوليه، پي برد براي محافظت از پاهاي خود در مقابل سنگ وخار و خاشاك تكه پوستي سخت به دور آن پيچيد ويا هنگامي كه وي پي برد می شود آب را در مشك نگهداري کرد، توانست خود را از رفتن به رودخانه و چشمه به مدت طولاني بی نیاز سازد. سپس به مرور زمان، دانش استفاده از چرم فزوني يافت و قبايل اوليه از چرم،چادر، بستر، زيرانداز، زره، افسار وكفش مي ساختند امروزه با وجود گذشت قرنها ، هنوز پوست حیوانات در نقش یکی از مواد اساسی برای تهیه لباس ، پوشاک و وسایل دیگر و نیز جنبههای تزئینی همانند معرق چرم و نقاشی، سوخت و حکاکی روی چرم ارزش اقتصادی، صنعتی و هنری خود را حفظ کرده است پوست از نظر شیمیایی پلیمری است از اسیدهای آمینه که آنها را اصطلاحا پروتئین مینامند. اسیدهای آمینه از طریق پیوندهای پپتیدی ، براحتی میتوانند تحت تاثیر میکرو ارگانیسم و عوامل بیرونی دیگر قرار گیرند. در این صورت زنجیر پروتئین گسسته شده و پوست ، کیفیت طبیعی خود را از دست خواهد داد. از اینرو برای جلوگیری از هجوم و نفوذ میکرو ارگانیسمها و عوامل موثر بیرونی در پوست ، باید تغییراتی که تغییر اساسی در ماهیت پوست وارد نکند، بر روی آن بوجود آورد. این عملیات را دباغی پوست گویند. قبل از دباغی یک سری عملیات جداسازی برای جدا کردن اضافات گوشت،چربی پشم و... بر روی پوست و عمدتا به وسیله آهک انجام می گیرد و در پایان این جدا سازی آهک به وسیله مواد شیمیایی، مانند نمکهای آمونیم ، بیسولفیت سدیم ، اسید سولفوریک و ... از بافت پوست به صورت کامل زدوده می شود چرا که وجود آهک در چرم باعث شکنندگی، ایجاد ترک و جلو گیری از رنگ آمیزی درست و دقیق آن میشود. چرم به دو روش دستی و ماشینی دباغی می شود. یک مقایسه کلی بین چرم دستی اصیل و مرغوب و چرم ماشینی، نشان میدهد، که چرم دستی به علت طولانی شدن مدت عمل آوری و استفاده از مازوج و آرد جو در دباغی، نسبت به چرم ماشینی دارای کیفیت بسیار بالاتری است. مواد مورد استفاده در دباغی به دو دسته گیاهی و شیمیایی تقسیم می شود. چرم هاي دباغي شده گياهي با استفاده از تانين دباغي ميشوند و عوامل و اجزائ ديگر گياه، پوست درخت و منابع مشابه نيز وجود دارند. اين نوع چرم نرم و رنگ آن قهوهاي ميباشد، كه شيد رنگي آن به تركيب رنگ پوست و مواد شيميائي استفاده شده بستگي دارد. چرم دباغيشده گياهي در آب پايدار نميباشد؛ رنگ خود را از دست ميدهد و اگر در رطوبت باقيمانده و سپس خشك شود جمع شده، نرمي خود را از دست داده و سختتر ميگردد. چرم دباغي شده توسط كرم با استفاده از سولفات كرم و ديگر نمكهاي كرم دباغي ميشود. چرم بدست آمده از اين روش نه تنها نرمتر و انعطافپذير تر از چرم دباغي شده به روش گياهي ميباشد بلكه رنگ و شكل خود را نيزدر آب شديداً حفظ ميكنند. چرمهاي آلدئيدي که با استفاده از گلوترالدئيد يا اجزائ اكسازوليدين دباغي ميشوند نوع دیگری از دباغی شیمیایی می باشند. اين نوع چرم معمولاً بعنوان چرم سفيد و كرم كمرنگ توسط دباغيها توليد ميشود. اين دسته مهمترين گروه چرمهائي هستند كه در آنها از كروم استفاده نميشوند. از دیگر انواع دباغی به روش شیمیایی میتوان به دباغی با نمکهای آهن و آلومینیوم و دباغی با مواد سنتزی را نام برد مواد رنگی که از آنها برای رنگ آمیزی چرمها استفاده میشود، دو دستهاند: مواد رنگی معدنی غیر محلول در آب مانند اکسید روی ، کرومات سرب و غیره که قدرت پوشش زیادی دارند و مواد رنگی آلی محلول در آب مانند رنگهای آنیلی ، آنیونی و مواد رنگی نیتروژن دار ، دیفنیل آهن و غیره. این رنگها را بر اساس نفوذ در الیاف چرم ، به سه دسته کاتیونی ، آنیونی و مواد رنگی غیر قابل حل در آب تقسیم میکنند. برای جلوگیری از سفت و سخت شدن چرم پس از رنگ آمیزی ، باید به آن روغن زد تا بدین طریق نرم و قابل انعطاف شده و مقاوم آن در برابر آب افزایش یابد. نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: ماده شناسی |
قفلسازی ((قفلسازی))
الف : قفل های ثابت در، شامل : کلون دان ، کلون و قفل پخش شو . ب : قفل های فلزی، شامل : قفل فنری با کلید پیچی، قفل فنری با کلید فشاری، قفل لوله با کلید پیچی و قفل رمز ( بی کلید) . در كتاب ((قفلهاي ايران))،نوشته پرویز تناولی، قفلها به دو دسته تصويري و هندسي تقسيم شده اند. قفلها درگذشته تنها کاربرد ایمنی نداشتند و کاربرد آیینی و دینی هم داشتند.چنانچه زيباترين قفلها آنهايي بودند كه براي ضريح ساخته می شده اند. قفلسازی از دوره ساسانی در ایران رواج داشته است، هر چند قفلهایی كه ملهم از اشكال حيواني هستند، مربوط به قرون چهارم تا نهم هجري می باشند. ما جنبه آييني قفلها را در دوره ساساني نميبينيم. اين جنبهها بعد از اسلام و خصوصا در دوره صفويه به اوج ميرسد ظهور قفلهاي فولادي در دوره صفویه تحولي عظيم را در صنعت قفلسازي بهوجود آورد. اين هنر در دوران صفويه و توسط استاد " صنيع الصنايع " به جهانيان معرفي شد و به شهرهاي مختلف گسترش يافت. برای قفلسازی از انواع ابزار و وسایل فلز کاری استفاده می شود. مواد اولیه مورد استفاده در ساخت قفل ها فولاد ، آهن و آلیاژهای آن می باشد. برای ساخت قفل ابتدا ورق و مفتول آهنی یا فولادی را در ضخامت های مختلف آماده می کنند. سپس متناسب با طرح محفظه و اجزای داخلی قفل مواد اولیه را برش می زنند و قوطی یا محفظه قفل را پس از خم کاری ورقه برش خورده، لحیم و درز گیری کرده و قطعات داخلی قفل را سوهان کاری می کنند و متناسب با نوع قفل بدنه اصلی را سوراخکاری و قطعات مختلف شامل شامل دسته فنر و تیغه را به هم پرچ می کنند. و آن را اسید کاری کرده و پرداخت نهایی روی آن انجام می شود. نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: هنرهای فلزی |
گبه گَبه (Gabeh rug)
در هنرهاي سنتي ايران ، زيراندازها جايگاه شايستهاي دارند . یکی از این زيراندازهاي سنتي گبه می باشد. گبه نوعی فرش و بافته داری است که مواد اولیه آن تماما از پشم است. دارای پرزهای بلند و طرح های آن شکسته و هندسی می باشد. پرز گبه از فرشهاي معمولي بلندتر است و گاهي به دو سانتي متر هم ميرسد. تعداد پودهايي كه در هر رج آن رد ميكنند، بين 3 تا 14 پود است، در حالي كه در فرشهاي معمولي، در هر رج، دو پود چپ و راست زده ميشود و يا در مواردي، تعداد پودها به 4 تا ميرسد. داشتن پود زياد، به گبه حالت انعطاف و نرمي خاصي ميبخشد. در بافت آن علاوه بر ذوق و هنر ، عشق به طبيعت نيز موج ميزند.طراحي گبه، عموما حاصل ذوق و تخيل بافنده آن است و لذا برگرفته از طبيعت، محيط اطراف و ذهن اوست. و نقوش خودجوش با سادگی و بیانی زلال و شفاف بر عرصه بافت شكل می گیرند. بعضي دختران عشايري كه مهارت چنداني در پديدآوردن گبه ندارند، معمولاً براي شروع كار گبه بافته شده اي را در مقابل ديدگان خود قرار مي دهند كه در محل به اين شيوه "دستور" مي گويند. ولي مادران و مادربزرگ هاي باتجربه در مناطق ايلي - عشايري نيازي به طرح دستوري ندارند. آنان بافنده هاي قابلي هستند كه ضمن بهره گيري از مناظر شيفته كننده طبيعت افسون گر، از سليقه هاي جذاب، تنوع جذاب رنگ هاي سحرآميز و نوآوري براي شكل دادن به تاروپود گبه استفاده مي كنند.گبهها معمولا داراي حاشيهاي در حدود 15 تا 20 سانتيمتر و زمينهاي تك رنگ با نقشي ابتكاري در زمينه هستند. بيشتر گبه بافان يك يا چند طرح خاص را در ذهن داشته و در بافت آن داراي مهارت هستند ولي به طور كلي نقش اصلي گبههاي ايراني را يك مربع مستطيل و يك رديف لوزي در وسط آن تشكيل ميدهد كه رئوس هر يك از لوزيها، به رئوس لوزيهاي ديگر متصل است و در اصطلاح محلي “كم” ناميده ميشود. . طرح ها و نقش های گبه تماما ذهنی بوده و بیشتر طرح های هندسی را در بر می گیرد. در یك یا دو حاشیه این قالیچه ها یك شكل ساده و هندسی به صورت مجرد تكرار می شود. ساده كردن خطوط و شكل هندسی دادن به خطوط از جمله خصوصیات مهم گبه بافی در ایران است كه با گذشت زمان در شكل تازه ای انجام می گیرد. گاه در متن خالی وسط گبه، نقش درخت یا نقش چهار فصل یا نقش شیر بافته میشود. این نقشها و صورتها با رنگهای متفاوت بر گبههای عشایری جلوه خاصی به گبه میدهد توجه به نقش شیر در گبههای شیری: به نظر میرسد توجه به نقش شیر بیشتر از آن جهت بودهاست که یکی از صفات امام علی (شیر خدا) بوده و در شجاعت و شهامت او را همواره به شیر مثال زدهاند. گبههاي قديميتر، معمولا با طرحهايي مشهور به گل گبه، حوض گبه، گبههاي شيري و درختي، گبه ساده و خشتي و گبههايي با نقشهاي ابتكاري ديگر بافته ميشد. امروزه، گبه با طرحهاي ابتكاري و متناسب با سليقه روز بافته ميشود. گبه هاي ايلي و عشايري در اندازه هاي مختلفي بافته مي شود، ولي سه نوع آن بيشتر رواج دارد كه عبارتنداز: ۱_ گبه در اندازه قالیچه ۲_ گبه در اندازه قالی ۳_ گبه پتویی ۱_ گبه در اندازه قالیچه: با پرز و خواب بلند و تعداد پود در هر رج به هشت هم میرسد. ۲_ گبه در اندازه قالی: هر گاه شمار رشتههای پود در هر رج از سه تجاوز نکند این دستباف را قالی گبه گویند. 3_ گبه پتویی: این نوع گبه به دلیل پود فراوان نرمتر و خواب بلند پرز و پودهای اضافه از ظرفیت بیشتری برخوردار است. گبه بافی در اکثر مناطق روستایی و عشایری مرسوم بوده و مرکز اصلی بافت آن در مرکز کشور و جنوب میباشد. در استانهاي بوشهر و كهكيلويه و بويراحمد گبه برجستهترين صنعت دستي و خانگي بافت است كه البته در قسمتهايي از چهار محال بختياري و فارس نيز بافت گبه رواج دارد از جمله مراکز مهم بافت گبه میتوان از دو گنبدان، باشت، آرو در شهرستان گچساران، تل گر، چشمه بلقیس، ده شیخ و چرام در شهرستان کهکیلویه از سراب تا ده علیا و ده سفلی و موردراز علیا و سفلی در شهرستان بویر احمد، برازجان و حوزههای روستایی شول و ده کهنه از استان بوشهر نام برد. استان فارس از گذشته بسیار دور یکی از مهمترین و بزرگترین مراکز ایل نشینی به شمار میرفت. ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترین گبهها کار ترکان قشقایی فارس میباشد که در خارج از کشور از اعتبار خاصی برخوردار است سادگي خطوط، شكل هندسي و درشت بافت بودن، گبه مناطق شمالي كشور ازجمله غرب مازندران را با دستبافتههاي داري استانهاي چهارمحال و بختياري و فارس كه خاستگاه اصلي گبهبافي ايران زمين است، متمايز ميكند. اين بافتهداري در غرب مازندران، فارس بافت و داراي رجشمار بين ۲۰تا ۵۰است، پرز آن تا ۱/۵سانتي متر، سه تاهشت پود در هر رج و اندازه گبه بين يك تا دو متر است. در حال حاضر،از نظر نوع نقش دو نوع گبه توسط عشاير فارس (ايل قشقايي) بافته ميشود: اول، گبه درشت. دوم، گبه ريز (قاليـ گبه). نوع ديگري نيز بندرت بافته ميشود به نام يَلَمه كه تقريباً حد وسط گبه درشت و گبه ريز است. دستبافتههای کوچ نشینان قشقایی باغهای بافتهای را میماند که در نهایت ظرافت و دقت زبان باز میکنند و از طریق نمایش نقشها تاریخ قومی و قدمت فرهنگی و قلمرو ذوق این کوچندگان را بازگو مینمایند. هر یک از بافتههای عشایری دارای نشانه قومی و تاریخی است به همین دلیل بافتههای بلوچ و ترکمن افشار و قشقایی به آسانی از هم ساخته میشوند. طرحهای گل و گیاه و نقشمایههای حیوانی و نقشهای مربوط به ستارگان در دست بافتههای عشایری لر و بختیاری مکرر به چشم میخورد. (گبه قشقایی سه ویژگی بارز دارد، شیر رام شده (دست آموز) و قلاده بر گردن که اغلب به سگ شباهت دارد. ستاره هشت پر که نشانه و جانشین خورشید است، نقش مایه باستانی مرغ و درخت که به شیوهای دلپذیر بافته شدهاست.
زری بافی ((تاریخچه زری بافی در ایران )) ((پارچه زری)) دست بافته ای است بدون گره که با گذراندن تار و پودهای ابریشمی رنگارنگ و نخ گلابتون از لا به لای یکدیگر با استفاده از دستگاه زری بافی بافته می شود. زري بافي از صنايع دستي و هنر هاي ظريفي است كه از دير باز در كشور ما رواج بسيار داشت. با اينكه تاريخ پيدايش زري بافي بطور دقيق معلوم نيست و لي آنچه از نوشتههاي پيشينيان و نظرات مورخان نتيجه گرفته مي شود اينست كه در حدود دو هزار سال قبل، محصولات ابريشمي و بافندگي ايران، در آسيا و اروپا اعتبار و شهرت خاصي داشته و بهترين پارچه هاي زري و مخمل و انواع ديگر دست هنرمندان و صنعتگران با ذوق ايراني بافته ميشده است. هرودوت مورخ مشهور يوناني باين موضوع اشاره كرده و نوشته است كه زريهاي ايران، در بين جهانيان داراي اشتهار و معرفيت خاصي بوده و روميها براي خريدن آن مبالغ گزافي خرج ميكردهاند. فيلوسترات نيز گفته است : اشكانيان، خانه هاي خود را با پردههايزري يراق دار كه از پولكهاي نقره و نقوش زرين ، تزئين شده بود مي آراستند. بدون شك بافتن پارچههاي زربفت، مانند قالي و گليم از زمان هخامنشيان در ايران مرسوم بوده است زيرا در بسياري از نقوش برجسته تخت جمشيد، شوش و حتي پاسارگاد، نقوشي در حاشيه هاي لباس شاهنشاهان و درباريان به چشم مي خورد كه حاكي از اين است كه لباس آنها از پارچه هاي زربفت بوده،به علاوه در حاشيه لباده و حاشيه آستينها و يقه لباس، قطعاتي از طلاي ناب به شكل شير، مرغ، ستاره با گل پنجپر و يا نقوش هندسي مانند مثلث و غيره ميدوختند و بسياري از اين قطعات طلا، امروزه در موزه ايران باستان و موزه هاي ديگر دنيا موجود است كه متعلق به عهد هخامنشي ميباشد. در دوران سلطنت ساسانيان هنر زري بافي به سر حد كمال و اوج ترقي رسيد.از دوره ساسانيان در كليساها و موزههاي خارج از ايران، نمونهاي متعدد زري موجود است. زيرا زريهاي دوره ساسانيان به قدري مورد توجه بود، كه از تمام نقاط دنيا خواستار آن بودند و وقتي كسي به ايران مسافرت ميكرد، بهترين هديه اي كه مي توانست به ميهن خود ببرد يك قطعه زري بود و به اين طريق مثلاً باقي ماندههاي صليب مسيح را صليبيون در زريهاي ايراني ميپيچيدند و به همراه خود به اروپا ميبردند. در قبر «شارلماني» پادشاه معروف فرانسه، يك قطعه پارچه زربفت متعلق به دوران سلطنت ساسانيان بدست آمده كه در زمره شاهكارهاي هنري بشمار مي آيد، در اين پارچه زربفت به حدي ذوق هنري و ابداع و ظرافت بكار رفته كه مايه اعجاب و شگفتي بيننده است. قطعه ديگري از زري هاي دوره ساساني نيز در موزه تاريخي پارچه هاي شهر «ليون» در فرانسه موجود است كه باستان شناسان آن را متعلق به قرن چهارم ميلادي مي دانند. در سائر موزه هاي بزرگ جهان مانند موزه سلطنتي لندن و موزه واشنگتن و ارميتاژ لنينگراد نيز پارچه هاي ديگري موجود است كه امتياز و ارزش پارچه هاي زري ايران را ثابت مينمايد. زري هاي دوره ساساني بيشتر به نقوش اسب سوار و اشكال مختلف هندسي و جانوران و پرندگان و شكارگاهها و تصاويري منقوش است كه مبين اعتقادات و همچنين معرف تصورات ايرانيان دوره باستان مي باشد. زريبافهاي آن زمان در رنگ آميزي و ايجاد تناسب و هم آهنگي رنگها نهايت ذوق و سليقه را به كار ميبردند. با انقراض سلسله ساساني، صنايع دستي و هنرهاي باستاني ما مدتها به انحطاط و زوال كشيده شد تا اينكه در زمان سلجوقيان، عشق به هنر و صنعت در مردم زنده شد و بافتن پارچه هاي زري و شالهاي ممتاز تا حدودي رونق يافت. در دوران استيلاي مغول بار ديگر هنرهاي باستاني ايران قوس نزولي پيمود و به علت قتل عامهايي كه در شهر هاي ايران مي شد، بيشتر هنرمندها و صنعتگران كشته شدند و آن عده معدود از هنرمندان ايراني هم كه باقي مانده بودند، به اطراف و اكناف متواري شدند و زندگي پر بيم و هراس خود را در اختفا و انزوا سپري ميكردند. با ظهور سلسله صفويه يك بار ديگر به هنرهاي ملي كشور ما، جان تازهاي دميده شد و در نتيجه تشويق و ترغيب سلاطين هنر پرور صفويه از جامعه هنرمندان و صنعتگران. كليه صنايع باستاني و هنرهاي ملي به راه پيشرفت و ترقي رهنمون شد فن زري بافي در عهد صفويه به منتهاي كمال خود رسيده است و امروز اگر كسي به كارگاههاي زري بافي هنرهاي زيباي كشور مراجعه كند، با ديدن دستگاههاي زري بافي آن كارگاههاي كه نمونه اي از دستگاههاي قديم است توجه خواهد كرد تا چه حد فن زري بافي در عهد صفوي تكميل شده بود. پارچههايي كه در دوران شاه عباس بافته ميشد، در همهي تاريخ مانند ندارد. شاه عباس در اصفهان كارگاهي بهنام كارگاه شاهي ساخته و از هنرمندان زريباف ميخواهد تا در آنجا كار كنند. اين كارگاه به شكل انحصاري براي دربار شاهي پارچههاي بسيار نفيس ميبافت و نام آن شهره ي آفاق گشته بود. تزئينات اين زريها عبارت بوده است از تصوير و تجسم داستانهاي شاهنامه – اشعار شعرا و گويندگان بزرگ و مناظري كه شاهزادگان را در حال شكار نشان ميدهد و نقشهائي كه به بته شاه عباسي معروفيت يافته و جانوراني مانند آهو– شير- خرگوش و درختاني مانند سرو و نارون و اقسام خطوط زيبا و اسليمي كه بر روي آنها ديده ميشود. گلیم برسی انواع گلیم از نظر نوع بافت گليم بافته اي است داري، بدون پرز كه با نخ پشمي، پنبه اي يا كنفي با در گيري تار و پود بافته مي شود. به اين ترتيب كه از نخ پنبه اي به عنوان تار و از نخ پشمي رنگارنگ به عنوان پود استفاده مي شود. در گليم بافي نقشه كاربرد چنداني ندارد و معمولا" نقش آفريني به طور ذهني انجام مي شود. گليم هاي هر منطقه طرح و رنگ ويژه اي دارد، كه با توجه به بافت آن از بافته هاي ديگر مجزا مي شود. گليم بيش از قالي سابقه و قدمت دارد . در واقع قالي در اثر تكامل گليم، طي قرنهاي متمادي پديد آمده است. براي بافت گليم از دارهاي عمودي و افقي استفاده مي شود، اما نسبت به بافت قالي به ابزار كار و مواد اوليه محدودتري نياز است. بافت گلیم در کل به چهار دسته متعادل، پود نما، متصل و پیچشی تقسیم می گردد: بافت متعادل سادهترين نوع بافت از زمانی که انسان بافتن را آموخت بافت متعادل است که تاروپودها از زير و روى يکديگر رد شده و درهم بافته مىشود..در این روش بافت معمولا حد فاصله نخ های چله با یکدیگر کم است. اين نوع بافت معمولاً تکرنگ است و جنبهٔ تزئينى ندارد. اين بافت گاهى روى کنارههاى غيرتزئينى قالىهاى گليم باف، گره باف و در آستر خورجينها ديده مىشود. بافت پودرو یا پود نما این بافت به دو دسته ساده و چاکدار تقسیم می شود.در بافت پود رو تعداد پودها بيش از تارهاست و تارها ديده نمىشود و رنگ اين نوع گليم را پودها تعيين مىکند. اين شيوه بطور گسترده در گليمبافى مناطق مختلف جهان استفاده مىشود. در این روش به طور معمول فاصله تار های چله از یکدیگر به اندازه 1.5 برابر قطر نخ تار است. پشت و روی گلیم هایی که با این روش بافته می شوند یکسان است. در شیوه پودنمای چاکدار با تغییر رنگ پود برای ایجاد نقش فواصلی بین تارهای چله ایجاد می گردد و نقوش به صورت پلکانی بر سطح گلیم آشکار می شود. نقوشي که در این نوع گلیم استفاده می شود غالبا" هندسي است. در این روش شکاف بین تارها به هنگام بافت نباید طولانی گردد چون به استحکام گلیم لطمه وارد میکند. بافت چاکدار پود نمای متصل بافت پود نمای متصل مشابه روش چاکدار است. اما پود های غیر همرنگ به دور یک تار پیچیده می شوندو از این رو چاک و شکافی در بافته ایجاد نمی شود.با اینکه پود ها در محل شکاف از یکدیگر عبور کرده و بافته گلیم را متصل می نمایند. بافت متصل بافت پیچشی در اين شيوه علاوه بر نخ تار و نخ پود از پودي نازك نيز در بافت استفاده مي شود و در واقع پود به حالت پيچش از ميان نخهاي تار عبور نموده، سپس با عبور پود نازك و كوبيدن آن با شانه، عمل در گيري نخ هاي تار و پود قطعي مي شود. اين شيوه بافت كه بسياري از صاحب نظران آن را حدواسطي ميان گليم بافي و قالي بافي دانسته اند، در واقع آخرين منزلگاه تكامل گليم بافي به قاليبافي مي باشد. بافت گليم معروف به ورني در آذربايجان شرقي و نيز بافت گليم معروف به شيريكي پيچ در استان كرمان بدين شيوه است. اين نوع گليم ها را كه به شيوه پود پيچي بافته مي شوند سوماك نام نهاده اند. گاهي روي گليم ها راسوزن دوزي مي كنند، اين گليم ها به گليم سوزني شهرت دارند.
مقرنس کاری مقرنس کاری
یکی از عناصر تزیینی معماری که در زیبا ساختن بناهای ایرانی بخصوص مساجد و مقبره ها نقش مهمی دارد مقرنسکاری است. مقرنسها که شباهت زیادی به لانه زنبور دارند، در بناها به شکل طبقاتی که روی هم ساخته شده برای آرایش دادن ساختمانها و یا برای آنکه به تدریج از یک شکل هندسی به شکل هندسی دیگری تبدیل شود،به کار می روند. این مقرنسها را می توان ازجمله وسایل موثر ساختن گنبد ها دانست، که بعدها محتوای نظری اولیه را از دست داده و بیشتر برای تزیین به کار رفت. برخی معماران ایرانی نیز که این مقرنسها را در جبهه ساختمانها به کار می برده اند در ساختن آنه مهارت را به حدی رسانده اند که نمی گذاردند موجب سنگینی ساختمان شود و بر اصل و پایه فشار آورد. با مشاهده شکلهای طبیعی قندیلهای یخی و آهکی درون غارها در می یابیم که به احتمال زیاد هنرمندان نخستین این فن از همان قندیلها برداشتی هنرمندانه کرده اند و عینا آن را در سطوح داخلی و خارجی بناها با استفاده از آجر گچ و یا سیمان به کار گرفته اند. مقرنسها معمولا در سطوح فرو رفته گوشه های زیر یقف ایجاد می شود. اما محل قرار گیری این عنصر تزیینی میتواند در بالای دیوارها،سقفها گوشه ها سردرها و ... باشد. مقرنسها از لحاظ شکل به 4 دسته تقسیم می شوند: 1- مقرنسهای جلو آمده: مقرنسهایی را میگویند که مصالح آن از خود بناست. و در نهایت سادگی و بدون هیچگونه پیرایه ای به صورت آجر یا گچی ،انتهای سطوح خارجی نمای بیرون ساختمان را آرایش می دهند و استحکام آنها زیاد است. 2- مقرنسهای روی هم قرار گرفته: گذشته از مصالح به کار رفته اصلی بنا مانند گچ و آجر وسنگ، در سطوح داخل و خارج بنا به کار می روند. و غالبا در چند ردیف (دو تا پنج یا بیشتر) روی هم قرار دارند و دارای ثبات متوسطی است. 3- مقرنسهای معلق: شبیه همان منشورهای آهکی آویزان در غارهاست که اصطلاحا استلاکتیت نامیده میشوند. و غالبا از چسباندن مواد مختلف چون گچ، سفال ،کاشی و ... به سطوح مقعر داخل بنا صورت می گیرند. که اویزان به نظر میرسند و دارای ثبات کمی می باشند. 4- مقرنسهای لانه زنبوری: چنانکه از تام این دسته از مقرنسها پیداست،شبیه لانه زنبور و در مجموع کندوهای کوچک بر روی هم قرار گرفته اند. این دسته از نظر شکل ظاهری شبیه به مقرنسهای معلق اند. مقرنس در دو قرن پنجم و ششم هجری قمری و یا به عبارتی در دوره سلجوقیان در مرحله تحول سریع قرار گرفت در اکثر بناهای این دوره مقرنسهای زیبایی دیده می شوند. آشکار ترین نمونه معماری عهد سلجوقی مسجد جامع اصفهان است که گنبد مقرنس کاری شده آن از شاهکارهای معماری اسلامی به شمار می رود. نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: سفال و سرامیک |
رنگ طلایی در نگار گری قدیم ایران رنگ طلایی در نگار گری قدیم ایران
در مینیاتور قدیم ایران رنگ طلایی از اهمیتی بایسته برخوردار بود چون از رنگیزه های زیبا و ظریفی بود که در نگاره های قدیمی به کار می رفت. دو نوع رنگ طلایی پیدا می شد: زرد و سبز و هرکدام از آنها می توانستند در یکی از حالات خام و یا پخته مورد استفاده قرار گیرد. اولی کدر و تیره بود و دومی روشن و زرین فام. برای تهیه رنگ طلایی، طلای فلزی را خرد کرده و هر قطعه را بین دو لایه پوست آهو قرار می دادند. حدود یکصد تا دویست عدد از این لایه ها روی هم گذاشته و سپس با مفتول چسبنده ای می بستند و بعد با پتک ویژه این کار آنها را می کوبیدند. پس از 12000 بار کوبش هر قطعه از طلا به صورت کاغذ ظریف و نازکی در می آمد و حتی ظریفتر و نازکتر از کاغذ سیگار امروزی می شد و بعد ورقه ها را با چاقویی، از پوست آهو جدا می کردند.هر ورق از طلا را روی ورق ضخیمی از آهن یا سنگی خاص که بر روی آن چسب خشک مالیده بودند،قرار می دادند. و باز با پتکی ویژه که کوچکتر از پتک سابق بود، بر آن می کوفتند. این جریان می بایست چنان ادامه یابد که طلا و چسب درهو آمیخته شود و خمیر شوند. خمیر را در ظرفی پر از آب ناب به هم می زنند تا کاملا حل شود. این محلول را یک یا دو ساعت رها میکنند تا طلا کاملا ته نشین شود. سپس آب آن را خالی کرده و طلای ته نشین را جدا می کنند و با محلول چسب خشک و زعفران خالص مخلوط کرده و برای استفاده آماده می شود. روش دیگر این بود که طلای ساییده را در کاسه چینی بی چربی قرار می دادند و به آن عسل بی موم و یا چسب خشک می افزودند و مخلوط حاصله را به مدت یک ساعت و نیم انگشت مال می کردند تا خوب ورز بیاید و نرم شود. بقیه کارها هم مثل روش بالا انجام می شد. این رنگ طلایی رنگ مایه ای داشت همانند رنگمایه گل لوبیا و کدر بود. اگر شفاف آن طلب می شد می بایست با یشم و یا عقیق جگری صیقل می یافت و سر مصقله را هر چند دقیقه می بایست روغن مال می کردند تا به طلا نچسبد. صیقل کاری با یشم و یا عقیق، زرینگی و یا جلای ویژه ای پدید می آورد و ای فرایند در نزد مذهبان به « پختگی» شهرت داشت. |