|
معرفی صنایع دستی ایران(Handi Crafts of Iran )
|
قدیمی ترین اشیاء ملیله ایران به روایت اكثر محققان به سالهای ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد مسیح متعلق است چه آنكه طی سالهای یاد شده بدلیل رواج استعمال ظروف گرانقیمت از سوی طبقات ثروتمند و مرفه ،صنعتگران فلزكار، به ویژه زرگران و نقره سازان تمامی توجه خود را به زیبا تر ساختن ظروف معطوف داشتند و كوشیدند تا به اشیاء مصرفی حالتی تزئینی بدهند. با آنكه بر اثر تاراج اسكندر و سپاهیان او از دست ساخته های گرانقیمت این دوره كه غنایمی كم وزن و پربها بودند اثر چندانی باقی نمانده ولی آنچه طی یكی دو قرن اخیر در اثر كاوشهای باستانشناسی یا بطور تصادفی از زیر خاك بیرون آمده نشانه استادی و مهارت صنعتگران و مؤید وجود ملیله كاری در ایران پیش از تاریخ میباشد. همچنین پروفسور آرثر آپهام پوپ در كتاب شاهكارهای هنر ایران ضمن اشاره به زرگری و نقره سازی در سالهای بعد از ظهور اسلام به مقداری ملیله كه از منطقه ری یافت شده وبه قرن دوازدهم میلادی تعلق دارد اشاه كرده است . متاسفانه از آنجا كه اكثر اشیاء ملیله ایرانی اعم از طلا و نقره به منظور استفاده مجدد از فلزش ذوب شده نمونه های زیادی از آن در دسترس نیست و تنها از دوره قاجاریه مقداری سرقلیان گیره استگان – سینی در اندازه های مختلف – گوشواره – سینه ریز و … باقی مانده كه بخشی از آنها در موزه های داخلی و خارجی و بخشی دیگر در مجموعه های خصوصی یا نزد خانواده ها نگاهداری میشود. در سالهای نزدیك به جنگ جهانی دوم و در همان شرایطی كه گفته شد گروهی به صرافت احیاء هنرهای دستی افتاده بودند، جمعی از هنرمندان ملیله ساز زنجانی به اصفهان و تهران رفتند و به ساخت زیورآلاتی به وسیله طلا و با بهره گیری از اسلوب فنی ملیله كاری پرداختند كه حاصل كارشان، مخصوصاً «گوی» های كوچك زرینی كه تولید میكردند، یكی از برجسته ترین فرآورده های بازار زرگران این دو شهر بود. در حال حاضر نیز ملیله كاری در شهرهای تهران ،زنجان و اصفهان رواج دارد كه فرآورده های تولیدی هنرمندان اصفهانی دارای جنبه ای تجملی و تشریفاتی است ملیله كاران تهرانی بیشتر در امر ساخت جواهرات به فعالیت اشتغال دارند و زنجان تنها شهری است كه مصنوعات مصرفی ملیله در آن تولید میشود...
قلمزنی
یکی از هنر های صنایع دستی ایران هنر قلمزنی می باشد که اگر بخواهیم قدمت این هنر را مورد بحث قرار دهیم قدمت زیادی دارد. قلمزنی، تکنیک وهنری باستانی، با قدمتی بیش از 3هزار سال، نه تنها یادگار تاریخ فرهنگی ایران، بلکه بخشی از سرمایه امروزه این مرز وبوم است. فن قلمزنی از زمانهای قبل از اسلام وقبل از میلاد مسیح بصورتهای مختلف ایفای نقش کرده و آثاری که از زمانهای مختلف در اکثر موزه های جهان وایران که سمبل آثار هنری همان دوران می باشد مایه افتخار این هنر میباشد. فن قلمزنی در هر دوره از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده چنانچه در زمان هخامنشیان هنر قلمزنی تکامل پیدا کرده و در زمان ساسانیان این هنر به اوج خود می رسد. از آثار مختلفی مانند ظروف حکاکی شده و یا قلمزنی شده در این دوره می توان به عظمت و علاقه هنرمندان و بزرگان این سلسله به این رشته هنری پی برد. این تکنیک نه تنها بی رونق نشده است، بلکه بدون از دست دادن اصول بنیادی خود، دراین عصر جدید تکنولوژیکی، از نقشی اساسی در فعالیت های صنایع دستی ایران وجهان برخوردار است.
مرکزیت فعال این رشته اصفهان می باشد، ضمن آنكه بايد ازقلمزني نقره شيراز و قلمزني ورشو بروجرد، كه در پي تلاشهاي سالهاي اخير دوباره احياء شده و رونقي نسبي يافته است، ياد كنيم. مواد اوليه مورد مصرف سازندگان، فرآورده های فلزی مس و قلع و نقره و طلا و آلیاژهایی نظیر برنج (آلیاژ مس و روی) است. این فعالیت که بیشترعملی انفرادی محسوب می گردد، بر اساس تکنیک های پایه: ضربه، خراش، به همراه تکنیکهای مکملی مثل شعله ، نورد و اتصال و... آثار بی همتایی را که حاوی اطلاعات و مفاهیم بسیاری از دورانهای مختلف پیشین است، برایمان به ارمغان گذاشته است.
ابزار کار صنعتگران اين رشته از دو دسته تشکيل می شود. يک دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار می گيرد مانند دستگاه خم کاری، موتور فرچه، کوره برقی، سندان، چکش. و دسته ديگر که در مرحله قلمزنی مورد احتياج است و عبارت از دستگاهی گرمازا برای آب کردن قير، پرگار، تعدادی قلم آهنی، چکش و غيره است.مراحل کار بدین صورت است که بعد از تهیه ظرف مورد نظر، استادکار قلمزن برای آماده شدن قطعه در صورتی که ظرف حجم دار باشد داخل آن دا با قیر پر کرده و بعد از سرد شدن روی آن شروع به کار میکند، اما در صورتی که ظرف بصورت مسطح باشد مانند بشقاب،سینی و قاب آیینه، پشت آن قیر می گذارند. قیر ساخته شده توسط خود قلمزن، قیری است که با مواد مختلفی همچون گچ یا خاکستر یا خاک همراه قیر پخته می شود. البته نسبت این مواد فصول مختلف متفاوت است به طوری که هرچه هوا رو به گرمی رود نسبت این مواد نسبت به قیر بیشتر می شود. بعد از قیرگیری استاد کار قلمزن به وسیله مداد طرح مورد نظر خود را روی کار می کشید (در بعضی از موارد این کار به صورت ذهنی انجام می شود) و بغد از اتمام طرح به وسیله قلمی به نام نیمبر طرح بر روی ظرف هک می شود.بعد از نیمبر کردن با قلمهای مختلف دیگر نظیر نیم ور، گُرسواد،پرداز،ناخنی،گُرسوم،یک تو،بادامچه،سُنبه و... با کاربردهای متفاوت روی ظرف کار می شود.لازم به ذکر است که تعداد قلمها در قلمزنی به بیش از 120 نوع قلم می رسد.
مینا کاری
مينا کاري هنر درخشان آتش و خاک است، با رنگهاي پخته و درخشان که سابقه آن به 1500سال پيش از ميلاد ميرسد. آقاي علينقي وزيري در کتاب تاريخ عمومي هنرهاي مصور قبل از تاريخ تا اسلام مينويسد:از جمله هنرهاي دستي ايرانيان در گذشته هاي دور تزئين و کنده کاري روي فلزات است.ظروف فلزي بدست آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که مهمترين آنها عبارتست از: طلا،نقره، مس، برنز، برنج، آهن، فولاد، سرب، آلومينيوم و کرم. اين فلزات براي زينت آلات و ظروف گوناگون بکار ميرفته زيرا که امکان ساختن ابزار لازم در يک ورق فلز چندان مشکل و ناممکن نبوده از جمله موارد فلز کاري ميتوان از ترصيع يعني به جا نشاندن قطعات کوچک فلزهاي مختلف روي سطح فلزي از نوع جنس ديگر و ايجاد تناسبميان قطعات با در نظر گرفتن رنگ و اشکال هندسي آنها و ايجاد شکل يا نقش وسيله آنها ومينا کاري نام برد. بررسي هايي که در مورد مينا سازي شده نشان ميدهد ميناهايي که بنامبيزانس مشهور است از مينا سازي ايراني اقتباس شده است. قديميترين نمونههاي مينا کاري موجود مويد اين ادعاست که مينا کاري نيز مانند بسياري ازهنرهاي ديگر براي اولين بار در ايران پيدا شده و از ايران به ساير کشورها راه يافته است. در دوران مغول سبک جديدي در فلز سازي و مينا کاري ايران بوجود آمد. اشکال و تصاويريکه قيافه و لباس اعضاي دربار ايران را داشتند، جاي اشکال و تصاوير عربي دوره قبل راگرفتند و بويژه ترصيع فلز در عصر تيموري به منتهي درجه شرقي خود رسيد. در زمان صفويه زمينه ي هنر مينا کاري و فلز کاري تغيير يافت ظروف نقره در اين دورهنقوش ميناتور از قبيل مجالس بزم در دربار و يا مجالس شکار، يا اسب سواري مزين گشت و هنر مينا سازي از نقشهاي اسليمي و گل تغذيه کرد و رنگ قرمز مورد مصرف بيشتريداشت و شهر اصفهان يکي از مراکز عمده مينا کاري بحساب ميآمد که هنوز هم تنها مرکزاين هنر محسوب ميشود.
نحوه توليد
هنر مينا کاري را ميتوان يکي از اختراعات خلاقه بشر دانست زيرا اين هنر شامل فعل وانفعالهاي پيچيده ايست که بهم ربط داده ميشوند از يک سو عوامل سادهاي از قبيلسيليکوم و مينيوم و پتاسيم و از سوي ديگر سبک قيمتي که ترکيب آنها مينا را بوجودميآورد. از اين رو اين يک هنر آزمايشگاهي است و در حقيقت ماده ايست که از ترکيب اکسيدهايفلزات که براثر حرارت رنگهاي مورد نظر را بدست ميدهد در اختلاط با تعدادي نمک ثابتبدست ميآيد و رنگها با درجه حرارت و طول زمان حرارت ارتباط زياد پيدا ميکنند. بنابراين براي دسترسي به اين پديده هنري زيبا بايد آتش و حرارت بدقت مراقبت و مهارشود. مينا که طبعا شفاف است شفافيت بيشتر خود را از اکسيد قلع بدست ميآورد وترکيبات آن از زمانهاي قديم تا به امروز ثابت و بدون تغيير مانده است. روي اشيا طلايي و نقره اي هم ميتوان مينا کاري کرد ولي اساسا مينا کاري بر روي مس انجامميشود. تا فراهم آمدن مينا چند مرحله بايد طي شود باين ترتيب که ابتدا آن چيزي را کهمي خواهند مينا کاري کنند به هر شکل و هر اندازه بايد به وسيله مسگر متخصص به شکل لازمدر آيد و پس از آن که ساخته شد استاد مينا کار به آن لعاب سفيد رنگ ميدهد. معمولا سه الي چهار بار لعاب داده ميشود و در هر بار شيئي به کوره ميرود و حدود 700 درجه حرارتمي بيند تا رنگ لعاب ثابت شود بعد روي آن به رنگهاي گوناگون نقاشي مي شود سپس شيئيباز به کوره مي رود و حدود 400 تا 500 درجه حرارت مي بيند تا رنگها بصورت مطلوب در آيددر گذشته که مينا کاري رواج اندک داشته رنگهايي که بکار ميرفته مانند رنگهايي که درصنعت قلمکار بکار برده ميشود گياهي يا معدني بوده است ولي اکنون براي نقاشي ظروف واشيا مينايي از رنگهاي شيميايي استفاده ميشود. رنگهايي که در ميناکاري بکار ميرود بر سه نوع است:
-1 رنگهاي گياهي که در چيت سازي هم بکار مي رود.
-2 رنگهاي معدني که در نقاشي و مينا کاري بکار مي رفته است.
-3 رنگهاي فلزي که روي مينا کار مي کنند.
براي مينا کاري در تهيه رنگ قرمز از طلا استفاده ميشود رنگ سبز مينا از مس و رنگ زردآن از گل ماشي بدست ميآيد. رنگ آبي و فيروزهاي و رنگ سفيد از رنگمخصوصي تهيه مي شده است که در شهر سامره از شهرهاي عراق نوع خوب آنرا بدستميآوردهاند. بيشتر اشيايي که ميناسازان فعلي به بازار عرضه ميکنند عبارت است از: گوشواره، سينه ريز،گلوبند، انگشتر، جعبه هاي بزرگ و کوچک آرايش زنانه، قوطي سيگار، جعبه هاي خاتم کاري ومينا کاري، سرويس چايخوري و شربت خوري، حبابهاي ميناکاري، بشقاب، گلدان، تابلوهايبزرگ و کوچک مينا که با هنرهاي ديگر مانند طلا کاري، خاتم کاري، مينياتور ترکيب ميشود،کاسه قاب و قدح، قابهاي عکس، زير سيگاري، پيپ، آلبوم عکس، گلابپاش، پنکه سقفي، جارو چهلچراغ، درها و پنجره ها و ضريحهاي مينا کاري شده براي مقابر ائمه شيعه در کربلا و نجف و سامره و مشهد و قم و حضرت عبدالعظيم و اماکن متبرکه ديگر.
منبع: http://www.iccim.org
نقش نمادین سیاره مریخ
در طول تاریخ بشر همواره این سیاره در کانون توجهات نجومی بوده است.بابلیان قدیم برای مثال حرکات این نور قرمزسرگردان آسمان شب را دنبال کردند ونام nargel یا نام خدای جنگ را برآن گذاشتند.در همان زمان رومی ها بخاطر گرامیداشت خدای جنگشان اسم کنونی آنرا انتخاب کردند.
یونانی ها نیز این سیاره را آرس (مارس) که بیانگر خدای جنگ آنان است می نامیدند. این سیاره نزد کسانی که به آسمان می نگریستند مظهر جنگ و خون بود.
نام لاتین سياره مريخ از زمان های گذشته بر جای مانده و نام خدای جنگ رومیان باستان بوده است.دلیل این نام گذاری این بوده که نور قرمز و درخشان آن صحنه های خونین جنگ را تداعی می کند.
در آیین مهرپرستي يا ميترائيسم مریخ یکی از درجات هفتگانه مهرپرستي و منسوب به سرباز بوده است.
در ایران بعد از اسلام ، در دوره سلجوقیان استفاده از این نماد در تصویرگری ظروف سفالی و فلزی به وفور دیده می شود.
که به صورت انسانی نشسته در حالی که در یکی از دستها تبر و در دست دیگرش یک سر بریده قرار دارد.
((نماد مریخ ترصیع شده بر روی بخوردان سلجوقی))
این نقوش بر روی قلمدانها ، بخوردانها ، ظروف آبخوری و ... به صورت مرصع و یا کوفتگری در زمان سلجوقیان کار شده است.
سکه سازی هخامنشی

ضرب نخستین سکه مشخصا ایرانی از اقدامات مهم داریوش اول، حدود 515 ق م، شناخته شده است و انتخاب وی این بود که جنگاوری بر روی سکه نشان داده شود: در حال نگاهداشتن کمان به دست، و یا زانو بر زمین نهاده در حال کشیدن کمان.
جانشینان وی تنها کمان را عوض کردند و نیزه یا قمه ای چون سلاح بر دست گرفتند که تصویر روی سکه بود و پشت آن دارای علامت چهار گوش ضرب خورده ای بدون هیچ نوشته.پادشاهان هخامنشی همین طرح اصلی را هم برای سکه طلای داریک و هم برای مسکوک نقره یا سیگلوس(به ارزش یک بیستم داریک) به مدت حدود دویست سال بر جا نگاه داشتند.(( درباره هنر های ایران؛اچ.میکل براون))
سکههای زر را دریک (داریک) و سکههای سیم را شِکِل (سیگلوس) میگفتند. وزن دریک ۸٫۴۲ گرم و و وزن شِکِل ۵٫۶۰ گرم بود. عیار سکههای دریک بسیار بالا بود و با آزمایش روی نمونههای به دست آمده معلوم شدهاست که فلزش تنها ۳٪ آلیاژ میداشتهاست. این خلوص بالا باعث رواج این سکه شد و همواره سکههای طلای هخامنشی سخت معتبر بودند. در اواخر دوران هخامنشی دودریکی هم ضرب شد.
(( سکههای ایران؛علیاکبر سرفراز))
سکه به 2 روش ساخته میشد؛ یا با ریختن فلز مذاب در یک قالب و یا با كوبيدن چکشی که نقش خاصی رویش حک شده بود، بر تکهای فلز. به روش اول قالبگیری و به روش دوم، ضرب چکشی سکه میگویند.
سکهی داريوشی از زرناب بود. در زمان هخامنشيان هيچيک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازهی داريوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازهی داريوش سکهی نقره بزنند، چرا که ضرب سکهی طلا در انحصار مرکز بود.((BBC))
«قلمدان برنجی دوره سلجوقی با نگاره های دایرة البروج»
این قلمدان در 680 ه.ق به امضای محمودبن سنقر ساخته شده. از روی تزئینات این قلمدان فلزی مشکل بتوان پی برد که محمود ابن سنقر در کدام شهر کار میکرده است گرچه امکان دارد آن شهر در مغرب ایران یا در خاک عراق بوده باشد(ج.آلن؛فلزکاری)
نقش روی قلمدان کلاً به سه قسمت شده که در هر قسمت یک دایره بزرگ قرار دارد و داخل هر دایه چهار دایره کوچک که قطر هر دایره کوچک چهار پنجم قطر دایره بزرگ است. و مجموعا داخل این 12 دایره صور فلکی 12 برج سال به این ترتیب ترصیع شده:
1_ دایره سمت چپ: حمل(Aries)، ثور(Taurus)، جوزا (Gemini)، سرطان(Cancer)
2_ دایره وسط: اسد(Leo)، سنبله(Virgo)، میزان(Libra)، عقرب(Scorpio)،
3_ دایره سمت راست: قوس(Sagittarius)، جدی (capricorn)، دلو(aquarius)، حوت(pisces)،
.

فضای خالی بین هر یک از چهار دایره موجود در دایره بزرگتر با اسلیمی پر شده این اسلیمی ها متقارنند و در طرفین به دو اسلیمی دهن اژدری و در پایین به یک سر اسلیمی ختم می شوند. در مرکز دایره هم یک گل چهار پر فضا را پر کرده است دایره هایی که با محوریت صور فلکی ترصیع شده به جز برج اسد(دایره وسط _ سمت چپ) تماماً دارای نقش انسان اند و فضای خالی آنها با اسلیمی پر شده . بین هر 2 دایره بزرگ یک ترنج قرار دارد که داخل آن نیز اسلیمی کار شده زمینه آن به رنگ قهوه ای تیره و اسلیمیها نقره ای. در چهار طرف ترنج چهار دایره کوچک قرار دارد که به شکل هندسی ترصیع شده اند. بقیه فضا با اسلیمی هایی پر شده که سر آنها به حیواناتی نظیر خرگوش بز ببر و خرس ختم می شود.
این قلمدان هم اینک در موزه بریتانیایی لندن نگهداری می شود. از این لینک میتونید جزییات بیشتری رو درباره این قلمدان بخونید.
((قفلسازی))

الف : قفل های ثابت در، شامل : کلون دان ، کلون و قفل پخش شو .
ب : قفل های فلزی، شامل : قفل فنری با کلید پیچی، قفل فنری با کلید فشاری، قفل لوله با کلید پیچی و قفل رمز ( بی کلید) .
در كتاب ((قفلهاي ايران))،نوشته پرویز تناولی، قفلها به دو دسته تصويري و هندسي تقسيم شده اند. قفلها درگذشته تنها کاربرد ایمنی نداشتند و کاربرد آیینی و دینی هم داشتند.چنانچه زيباترين قفلها آنهايي بودند كه براي ضريح ساخته می شده اند.
قفلسازی از دوره ساسانی در ایران رواج داشته است، هر چند قفلهایی كه ملهم از اشكال حيواني هستند، مربوط به قرون چهارم تا نهم هجري می باشند. ما جنبه آييني قفلها را در دوره ساساني نميبينيم. اين جنبهها بعد از اسلام و خصوصا در دوره صفويه به اوج ميرسد ظهور قفلهاي فولادي در دوره صفویه تحولي عظيم را در صنعت قفلسازي بهوجود آورد. اين هنر در دوران صفويه و توسط استاد " صنيع الصنايع " به جهانيان معرفي شد و به شهرهاي مختلف گسترش يافت.
برای قفلسازی از انواع ابزار و وسایل فلز کاری استفاده می شود. مواد اولیه مورد استفاده در ساخت قفل ها فولاد ، آهن و آلیاژهای آن می باشد. برای ساخت قفل ابتدا ورق و مفتول آهنی یا فولادی را در ضخامت های مختلف آماده می کنند. سپس متناسب با طرح محفظه و اجزای داخلی قفل مواد اولیه را برش می زنند و قوطی یا محفظه قفل را پس از خم کاری ورقه برش خورده، لحیم و درز گیری کرده و قطعات داخلی قفل را سوهان کاری می کنند و متناسب با نوع قفل بدنه اصلی را سوراخکاری و قطعات مختلف شامل شامل دسته فنر و تیغه را به هم پرچ می کنند. و آن را اسید کاری کرده و پرداخت نهایی روی آن انجام می شود.
مینا کاری
مينا کاري هنر درخشان آتش و خاک است، با رنگهاي پخته و درخشان که سابقه آن به 1500سال پيش از ميلاد ميرسد. آقاي علينقي وزيري در کتاب تاريخ عمومي هنرهاي مصور قبل از تاريخ تا اسلام مينويسد:از جمله هنرهاي دستي ايرانيان در گذشته هاي دور تزئين و کنده کاري روي فلزات است.ظروف فلزي بدست آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که مهمترين آنها عبارتست از: طلا،نقره، مس، برنز، برنج، آهن، فولاد، سرب، آلومينيوم و کرم. اين فلزات براي زينت آلات و ظروف گوناگون بکار ميرفته زيرا که امکان ساختن ابزار لازم در يک ورق فلز چندان مشکل و ناممکن نبوده از جمله موارد فلز کاري ميتوان از ترصيع يعني به جا نشاندن قطعات کوچک فلزهاي مختلف روي سطح فلزي از نوع جنس ديگر و ايجاد تناسبميان قطعات با در نظر گرفتن رنگ و اشکال هندسي آنها و ايجاد شکل يا نقش وسيله آنها ومينا کاري نام برد. بررسي هايي که در مورد مينا سازي شده نشان ميدهد ميناهايي که بنامبيزانس مشهور است از مينا سازي ايراني اقتباس شده است. قديميترين نمونههاي مينا کاري موجود مويد اين ادعاست که مينا کاري نيز مانند بسياري ازهنرهاي ديگر براي اولين بار در ايران پيدا شده و از ايران به ساير کشورها راه يافته است. در دوران مغول سبک جديدي در فلز سازي و مينا کاري ايران بوجود آمد. اشکال و تصاويريکه قيافه و لباس اعضاي دربار ايران را داشتند، جاي اشکال و تصاوير عربي دوره قبل راگرفتند و بويژه ترصيع فلز در عصر تيموري به منتهي درجه شرقي خود رسيد. در زمان صفويه زمينه ي هنر مينا کاري و فلز کاري تغيير يافت ظروف نقره در اين دورهنقوش ميناتور از قبيل مجالس بزم در دربار و يا مجالس شکار، يا اسب سواري مزين گشت و هنر مينا سازي از نقشهاي اسليمي و گل تغذيه کرد و رنگ قرمز مورد مصرف بيشتريداشت و شهر اصفهان يکي از مراکز عمده مينا کاري بحساب ميآمد که هنوز هم تنها مرکزاين هنر محسوب ميشود.
نحوه توليد
هنر مينا کاري را ميتوان يکي از اختراعات خلاقه بشر دانست زيرا اين هنر شامل فعل وانفعالهاي پيچيده ايست که بهم ربط داده ميشوند از يک سو عوامل سادهاي از قبيلسيليکوم و مينيوم و پتاسيم و از سوي ديگر سبک قيمتي که ترکيب آنها مينا را بوجودميآورد. از اين رو اين يک هنر آزمايشگاهي است و در حقيقت ماده ايست که از ترکيب اکسيدهايفلزات که براثر حرارت رنگهاي مورد نظر را بدست ميدهد در اختلاط با تعدادي نمک ثابتبدست ميآيد و رنگها با درجه حرارت و طول زمان حرارت ارتباط زياد پيدا ميکنند. بنابراين براي دسترسي به اين پديده هنري زيبا بايد آتش و حرارت بدقت مراقبت و مهارشود. مينا که طبعا شفاف است شفافيت بيشتر خود را از اکسيد قلع بدست ميآورد وترکيبات آن از زمانهاي قديم تا به امروز ثابت و بدون تغيير مانده است. روي اشيا طلايي و نقره اي هم ميتوان مينا کاري کرد ولي اساسا مينا کاري بر روي مس انجامميشود. تا فراهم آمدن مينا چند مرحله بايد طي شود باين ترتيب که ابتدا آن چيزي را کهمي خواهند مينا کاري کنند به هر شکل و هر اندازه بايد به وسيله مسگر متخصص به شکل لازمدر آيد و پس از آن که ساخته شد استاد مينا کار به آن لعاب سفيد رنگ ميدهد. معمولا سه الي چهار بار لعاب داده ميشود و در هر بار شيئي به کوره ميرود و حدود 700 درجه حرارتمي بيند تا رنگ لعاب ثابت شود بعد روي آن به رنگهاي گوناگون نقاشي مي شود سپس شيئيباز به کوره مي رود و حدود 400 تا 500 درجه حرارت مي بيند تا رنگها بصورت مطلوب در آيددر گذشته که مينا کاري رواج اندک داشته رنگهايي که بکار ميرفته مانند رنگهايي که درصنعت قلمکار بکار برده ميشود گياهي يا معدني بوده است ولي اکنون براي نقاشي ظروف واشيا مينايي از رنگهاي شيميايي استفاده ميشود. رنگهايي که در ميناکاري بکار ميرود بر سه نوع است:
-1 رنگهاي گياهي که در چيت سازي هم بکار مي رود.
-2 رنگهاي معدني که در نقاشي و مينا کاري بکار مي رفته است.
-3 رنگهاي فلزي که روي مينا کار مي کنند.
براي مينا کاري در تهيه رنگ قرمز از طلا استفاده ميشود رنگ سبز مينا از مس و رنگ زردآن از گل ماشي بدست ميآيد. رنگ آبي و فيروزهاي و رنگ سفيد از رنگمخصوصي تهيه مي شده است که در شهر سامره از شهرهاي عراق نوع خوب آنرا بدستميآوردهاند. بيشتر اشيايي که ميناسازان فعلي به بازار عرضه ميکنند عبارت است از: گوشواره، سينه ريز،گلوبند، انگشتر، جعبه هاي بزرگ و کوچک آرايش زنانه، قوطي سيگار، جعبه هاي خاتم کاري ومينا کاري، سرويس چايخوري و شربت خوري، حبابهاي ميناکاري، بشقاب، گلدان، تابلوهايبزرگ و کوچک مينا که با هنرهاي ديگر مانند طلا کاري، خاتم کاري، مينياتور ترکيب ميشود،کاسه قاب و قدح، قابهاي عکس، زير سيگاري، پيپ، آلبوم عکس، گلابپاش، پنکه سقفي، جارو چهلچراغ، درها و پنجره ها و ضريحهاي مينا کاري شده براي مقابر ائمه شيعه در کربلا و نجف و سامره و مشهد و قم و حضرت عبدالعظيم و اماکن متبرکه ديگر.
منبع: http://www.iccim.org