تاریخچه لعاب (1)

 

 

 

در ایران هر چند سنگ چخماق و خواص سیلیسی آن برای تهیه خمیر شیشه قبل از هزاره دوم قبل از میلاد شناخته شده بود ولی استفاده از لعاب برای اولین بار در هزاره دوم ق.م در شوش دیده شده است. در اواخر هزاره دوم ق.م در دوران ایلام میانه گل میخهای سفالی و لعابدار که در معبد بنای چغازنبیل به کار رفته است به دست آمد که نمونه های آن در موزه ملی ایران موجود است. علاوه بر آن کشف مهره های استوانه ای از جنس سفال لعابدار نشان دهنده آشنایی ساکنان شهر مذهبی چغازنبیل با این فن است. از هزاره اول ق.م نمونه بسیار زیبایی از ظرف سفالی لعابداری به دست آمده که کوزه ای است با آویزهایی به طرح مثلث های وارونه یا دالبر که همانند گردنبندی بر گردن وشانه کوزه نقش بسته است.این کوزه زیبا وتاریخی در قلعه زیویه کردستان کشف شده و هم اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می شود.هر چند که این نوع لعابها که مربوط به مراحل اولیه لعابگیری است، بسیار آسیب دیده اند، ولی در مطالغه و برسی سیر تکامل این فن از اهمیت بسیار برخورداراند. احتمالا کوزه سفالی لعابدار زیویه نمونه قابل توجهی از فن لعابکاری در دوران ماد است. در دوره هخامنشی استفاده از لعاب و رنگهای لعاب بیشتر در معماری و برای پوشش و تولید آجرهای پخته لعابدار بوده است و به دلیل استفاده از ظروف فلزی و سنگی هنر سفالگری در حد ساخت سفال ساده و بدون لعاب بوده است و اگر ظروف لعابداری هم تولید شده باشد لعاب آن اغز نظر زیبایی و استحکام به پای آجر های پخته لعابدار نمی رسد. سربازان جاوید، کمانداران پارسی و نقش فروهر و اسفَنگس و گیریفونهای دوره هخامنشی به صورت برجسته روی آجرهای لعابدار استفاده از لعاب در این دوره را نشان میدهد و بیان کننده این واقعیت است که سفالگران هخامنشی با لعابدار کاملا آشنا بوده اند و در دوران پارتها و ساسانیان استفاده از لعاب امری متداول بوده است.