((تاریخچه زری بافی در ایران ))

((پارچه زری)) دست بافته ای است بدون گره که با گذراندن تار و پودهای ابریشمی رنگارنگ و نخ گلابتون از لا به لای یکدیگر با استفاده از دستگاه زری بافی بافته می شود. زري بافي از صنايع دستي و هنر هاي ظريفي است كه از دير باز در كشور ما رواج بسيار داشت. با اينكه تاريخ پيدايش زري بافي بطور دقيق معلوم نيست و لي آنچه از نوشته‌هاي پيشينيان و نظرات مورخان نتيجه گرفته مي شود اينست كه در حدود دو هزار سال قبل، محصولات ابريشمي و بافندگي ايران، در آسيا و اروپا اعتبار و شهرت خاصي داشته و بهترين پارچه هاي زري و مخمل و انواع ديگر دست هنرمندان و صنعتگران با ذوق ايراني بافته مي‌شده است. هرودوت مورخ مشهور يوناني باين موضوع اشاره كرده و نوشته است كه زريهاي ايران، در بين جهانيان داراي اشتهار و معرفيت خاصي بوده و رومي‌ها براي خريدن آن مبالغ گزافي خرج ميكرده‌اند. فيلوسترات‌ نيز گفته‌ است‌ : اشكانيان‌، خانه‌ هاي‌ خود را با پرده‌هاي‌زري‌ يراق‌ دار كه‌ از پولكهاي‌ نقره‌ و نقوش‌ زرين‌ ، تزئين‌ شده‌ بود مي‌ آراستند. بدون شك بافتن پارچه‌هاي زربفت، مانند قالي و گليم از زمان هخامنشيان در ايران مرسوم بوده است زيرا در بسياري از نقوش برجسته تخت جمشيد، شوش و حتي پاسارگاد، نقوشي در حاشيه هاي لباس شاهنشاهان و درباريان به چشم مي خورد كه حاكي از اين است كه لباس آنها از پارچه هاي زربفت بوده،به علاوه در حاشيه لباده و حاشيه آستين‌ها و يقه لباس، قطعاتي از طلاي ناب به شكل شير، مرغ، ستاره با گل پنج‌پر و يا نقوش هندسي مانند مثلث و غيره مي‌دوختند و بسياري از اين قطعات طلا، امروزه در موزه ايران باستان و موزه هاي ديگر دنيا موجود است كه متعلق به عهد هخامنشي مي‌باشد.

در دوران سلطنت ساسانيان هنر زري بافي به سر حد كمال و اوج ترقي رسيد.از دوره ساسانيان در كليساها و موزه‌هاي خارج از ايران، نمونه‌اي متعدد زري موجود است. زيرا زري‌هاي دوره ساسانيان به قدري مورد توجه بود، كه از تمام نقاط دنيا خواستار آن بودند و وقتي كسي به ايران مسافرت مي‌كرد، بهترين هديه اي كه مي توانست به ميهن خود ببرد يك قطعه زري بود و به اين طريق مثلاً باقي مانده‌هاي صليب مسيح را صليبيون در زري‌هاي ايراني مي‌پيچيدند و به همراه خود به اروپا مي‌بردند. در قبر «شارلماني» پادشاه معروف فرانسه، يك قطعه پارچه زربفت متعلق به دوران سلطنت ساسانيان بدست آمده كه در زمره شاهكارهاي هنري بشمار مي آيد، در اين پارچه زربفت به حدي ذوق هنري و ابداع و ظرافت بكار رفته كه مايه اعجاب و شگفتي بيننده است.

قطعه ديگري از زري هاي دوره ساساني نيز در موزه تاريخي پارچه هاي شهر «ليون» در فرانسه موجود است كه باستان شناسان آن را متعلق به قرن چهارم ميلادي مي دانند. در سائر موزه هاي بزرگ جهان مانند موزه سلطنتي لندن و موزه واشنگتن و ارميتاژ لنينگراد نيز پارچه هاي ديگري موجود است كه امتياز و ارزش پارچه هاي زري ايران را ثابت مي‌نمايد. زري هاي دوره ساساني بيشتر به نقوش اسب سوار و اشكال مختلف هندسي و جانوران و پرندگان و شكارگاهها و تصاويري منقوش است كه مبين اعتقادات و همچنين معرف تصورات ايرانيان دوره باستان مي باشد. زري‌بافهاي آن زمان در رنگ آميزي و ايجاد تناسب و هم آهنگي رنگها نهايت ذوق و سليقه را به كار مي‌بردند.

 با انقراض سلسله ساساني، صنايع دستي و هنرهاي باستاني ما مدتها به انحطاط و زوال كشيده شد تا اينكه در زمان سلجوقيان، عشق به هنر و صنعت در مردم زنده شد و بافتن پارچه هاي زري و شالهاي ممتاز تا حدودي رونق يافت. در دوران استيلاي مغول بار ديگر هنرهاي باستاني ايران قوس نزولي پيمود و به علت قتل عام‌هايي كه در شهر هاي ايران مي شد، بيشتر هنرمندها و صنعتگران كشته شدند و آن عده معدود از هنرمندان ايراني هم كه باقي مانده بودند، به اطراف و اكناف متواري شدند و زندگي پر بيم و هراس خود را در اختفا و انزوا سپري مي‌كردند.

با ظهور سلسله صفويه يك بار ديگر به هنرهاي ملي كشور ما، جان تازه‌اي دميده شد و در نتيجه تشويق و ترغيب سلاطين هنر پرور صفويه از جامعه هنرمندان و صنعتگران. كليه صنايع باستاني و هنرهاي ملي به راه پيشرفت و ترقي رهنمون شد فن زري بافي در عهد صفويه به منتهاي كمال خود رسيده است و امروز  اگر كسي به كارگاههاي زري بافي هنرهاي زيباي كشور مراجعه كند، با ديدن دستگاههاي زري بافي آن كارگاههاي كه نمونه اي از دستگاههاي قديم است توجه خواهد كرد تا چه حد فن زري بافي در عهد صفوي تكميل شده بود. پارچه‌هايي كه در دوران شاه عباس بافته مي‌شد، در همه‌ي تاريخ مانند ندارد. شاه عباس در اصفهان كارگاهي بهنام كارگاه شاهي ساخته و از هنرمندان زري‌باف مي‌خواهد تا در آنجا كار كنند. اين كارگاه به شكل انحصاري براي دربار شاهي پارچه‌هاي بسيار نفيس مي‌بافت و نام آن شهره‌ ي آفاق گشته بود. تزئينات اين زريها عبارت بوده است از تصوير و تجسم داستانهاي شاهنامه – اشعار شعرا و گويندگان بزرگ و مناظري كه شاهزادگان را در حال شكار نشان مي‌دهد و نقشهائي كه به بته شاه عباسي معروفيت يافته و جانوراني مانند آهو– شير- خرگوش و درختاني مانند سرو و نارون و اقسام خطوط زيبا و اسليمي كه بر روي آنها ديده مي‌شود.